قهرمان ميرزا عين السلطنه

3628

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اما وقت گذشته بود . وزرا با مشورت جمعى از كملين عريضه به نايب السلطنه نوشتند . در اين عريضه مذمت زياد از وكلا و جهالت و نادانى آنها [ شده ] و تقاضاى آن‌كه مجلس را انفصال بدهند و نوشته بودند اگرچه قانون اساسى اين حق را به نايب السلطنه نداده اما اين حق را هم وكلا نداشتند كه بعد از اتمام دورهء تقيننه خودشان امتداد مجلس را رأى بدهند . تمام وزرا سواى مشير الدوله اين عريضه را مهر و امضا كردند و نايب السلطنه دستخط كرد . انفصال مجلس درحالى كه بعضى از وكلا در مجلس بودند ژاندارم و پليس و گارد رفته آنها را خارج كرده و در مجلس را بستند . قرار شد فورا مشغول انتخاب جديد شوند . چند روز طول كشيد تا انجمن نظارت درست شد . مؤتمن الملك رئيس مجلس سابق رئيس شد . چند روز در بلديه براى دادن تعرفه نشستند اما ديدند كسى حاضر نمىشود و تعرفه نمىگيرد ، لهذا آن مجلس نظار هم منفصل شد . ديگر صحبتى از انتخاب و مجلس عجالة در ميان نيست . رشت و تبريز در همين موقع تبريز جنگ شد و به هم ريختند تا قشون روس از جلفا و غيره آمد ، اول به تقلب و صلح اسلحه را خواستند همين‌كه اسلحه را قدرى گرفتند شجاع الدوله حاجى صمد خان را به شهر آوردند و هركس را ميل داشتند گرفته دار زدند . در رشت هم همين‌طور . نتيجهء ندانم‌كارى و غرض وكلا و وزراء اين شد همه مردم را بكشند آبروى اسلام و ايران را بريزند . ديگر چه چيز از اين اخبار منحوس را مىخواهيد بدانيد كه از نوشتن آن انسان متأذى [ مىشود ] و عار دارد . مجتهد دار مىزنند سفير روس را عهد فتحعلى شاه با دويست نفر اتباعش كشتند مجازات تبعيد ميرزا مسيح مجتهد شد . حالا در سر پيچ مجتهدين را دار مىزنند . ديگر آبروئى براى مسلمانها باقى نمىگذارند براى آن‌كه اين كارها را با دست خود ايرانى مىكنند . اول آنها را دسته دسته كرده به جان يكديگر انداختند بعد كه خوب همديگر را تمام كردند اين‌طور داخل شده آدم دار مىزنند . الان يكى مىگويد محمد على شاه را مىآورند و آورده بودند ، اگر كابينهء انگليس صحه به اين كار گذاشته بود . اما هنوز كابينهء انگليس قبول نكرده مشغول